جمعه , مهر ۲۶ ۱۳۹۸
خانه / اخبار ویژه / تاریخ نگار کُرد در گذر روزگار و آیینه آثار/ دیدار با عبدالحمید حیرت سجادی نویسنده و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ کردستان

تاریخ نگار کُرد در گذر روزگار و آیینه آثار/ دیدار با عبدالحمید حیرت سجادی نویسنده و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ کردستان

عابران و کسبه نازککار کهنه بازار  خیابان شهدای سنندج،روزانه پیرمردی سپیدمو را می بینند که از کنارشان می گذرد و  به سمت خانه از کوچه بوستان بالا می رود؛ چابک و سبک تن و ریختمند. پیرمرد ادب دوست و تاریخ نگار قرآن پژوه که سالها برای تحقیق و پژوهش، لای کتابهای گرد گرفته خانه و کتابخانه ها را به کنجکاوی کاویده، هنوز هم با حرارت جوانی و شور و نشاط دو چندان مشغول بکار است و چون 30 سال گذشته ، آخر شب کارهای فرجام یافته و انجام نگرفته را از هم تفکیک می کند. روزانه بعد از نماز صبح دو ساعت برنامه پیاد هروی دارد که از 10 سال پیش تاکنون جایگزین کوهنوردی شده است و به قول خودش دیگر نه به کوه آبیدر م یرود و نه از “کانی شفا” خبر می گیرد. در محله و خان های قدیمی در مرکز شهر در کنار  مسجد جامع (دارالاحسان) حیات دارد و حیاط خان هاش آراسته به گلهای شاداب و رنگارنگ اما به روایت باغبان- نه چون گذشته افزو نتر. در طبقه فوقانی ورودی این منزل قدیمی خان های دیگر بنا شده است و برای دیدار با این چهره تاریخ نگارتاریخ ساز شهر، باید از این معبرگذشت.

در این خانه جز از یک خط تلفن، خبری از وسایل ارتباطی مدرن نیست و لابد مایه حیرت است که “حیرت سجادی” موبایل هم ندارد. در محل کار او در  خانه، سکوتی مشخص و معنادار حکمفرماست و میز تحریر عمومی با چند صندلی منظم و مسکوت در کنار کتابخان های با آثاری قدیمی آرام گرفته است؛ اینجا بخشی از هویت او به شمار می رود. چند کتاب آماده چاپ که شامل اوراقی انباشته است را، منظم می کند تا جدیتر کنجاو یهای ما و پرسش  از روزگار خود را پاسخ گوید. پدر حیرت سجادی که به «رکن الاسلام » شهرت  داشت، نخستین مدرسه مردمی علوم جدید را از دل حجرههای سنتی فقاهت طلبگی بنیاد نهاد و 10 سال بعد در سال 1286 برای تداوم کار، حکم دولتی گرفت و ریاست معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه در کردستان شد. اینچنین است که پسر، پدر را بنیانگذار و موسس آموزش و پرورش کردستان می داند و روایتهای  مرتبط را نیز در کتاب سه جلدی “تاریخ آموزش و پرورش کردستان” آورده است.

رکن الاسلام تنها فرزند خانواده از اساس اهل “کلجی” در منطقه اورامان بود؛ جغرافیایی تاریخ ساز و کهن و مملو از افسانه و اساطیر درغرب استا نهای کرمانشاه  و کردستان و شرق کردستان عراق. ملای سنتی حجره ها بعد از چهار سال مراقبت از دانش آموزان مسلمان در مدارس مسیحی و کلیمی سنندج به نمایندگی مردم، سودای طرح علوم جدید در مدارس کرد و چون بعد از 10 سال این کار عملی شد- چنا نکه پسر روایت می کند- از سوی مذهبیان در مسجد تکفیر شد؛ آن زمان بیشتر از 23 سال نداشت اما 10 سال بعد از محل املاکی که به دلیل تک فرزندی ارث برده بود، برای اداره مدارس پول خرج کرد. ازدواج اول رکن الاسلام حاصلی نداشت، اما در ازدواج دوم، پسر و دختری دو قلو را صاحب شد. دختر در سال 1375 به رحمت ایزدی پیوست و قل دیگر دکترای الهیات گرفت و اینک  در دانشگاه آزاد شهرری تدریس می کند.

در پس این دو ، “عبدالحمید” به دنیا می آید که چشم و چراغ شهر و  نویسنده اهل فضل شد و اینک در مقابل من ایستاده است. هنگامی که مادر حیرت سجادی فوت می کند، پدر، زن سوم را که  دختر “اکبرخان شرف الملک” از مالکان بخش کرفتو در شهرستان دیواندره بود، اختیار کرد و از وی نیز دو پسر و یک دختر به جا ماند. این ازدواج ، زمانی است که رکن الاسلام در اثر فعالی تهای مذهبی و تبعید توسط رژیم پهلوی ، چون بس یاری دیگر در تبعید، در همدان به سر می برد. همسر دوم او (مادر حیرت سجادی نویسنده) در کنار بابا طاهر به خاک سپرده شد و مقبره وی چنا نکه «عبدالباقی مدیری » (فردوسی قرن بیستم به روایت روزنامه اطلاعات سال 41 ) ، از مهاجران کردستانی باقی مانده در همدان با رکن الاسلام مکاتبه کرده، طبق تغییرات صورت گرفته اکنون در زیر پل ههای مقبره بابا طاهر قرار دارد.

حیرت سجادی که از مرحوم پدر و استادانی محلی چون “بابا مردوخ روحانی”  و “شادمان” اندوخته ای علمی و اعتمادی در مذهب داشت، بسان دیگران در آزمون علمی جدید در تهران شرکت کرد و موفق شد گلیم خود را از آب بیرون بکشد.  چنان که خود روایت می کند ، بعد از هشت سال خدمت. در آموزش و پرورش به ارومیه منتقل می شود. دو سال بعد به درخواست خود به مشهد می رود و در دبیرستا نهای آن سامان ادبیات فارسی و عربی تدریس می کند. مهاجرت او به مشهد ، آغاز پژوهشهای جدی حیرت سجادی است و کتابخانه قدس رضوی پاتوق او می شود.

پدر حیرت سجادی سال 41 دار فانی را وداع گفت و او چون دیگر برادران و  خواهران عازم تهران شد. در آن زمان دبیرستان علمیه تهران در کنار مسجد سپه سالار تدریس می کرد و با کتابخانه مجلس  و قرائت خانه اش، قرابت داشت. سا لها در کنج این کتابخانه مشغول تحقیقات بود و روزگاری نیز به مثابه فراغت و شغل دوم به رادیو رفت و نویسندگی برنامه هایی چون  سالم بامدادی را عهده دارشد. در شرح آن سا لهای غبار گرفته می گوید: به مدت 14 سال تا سال 56 نویسنده رادیو ایران بودم و بعد کنار کشیدم. سال 43 پژوهش و تحقیق را جدی تر پی گرفتم و روی موضوعاتی مانند امثال و حکم کردی و آثار شعر و موضوعات فولکلور کار کردم که ماحصل 18 سال فعالیت در این حوزه انتشار سه کتاب بود. یکی تاثیر قرآن برنظم فارسی ، دوم شاعران کرد پارسی گوی  و دیگری پند پیشینیان  در کُردی با مشابه فارسی.

شبی “عبدالحمید بدیع زمانی” که در زمان خودش به “قاموس متحرک” شهرت داشت و “جلال همایی”مرثی های درخور در رثای او سروده، به حیرت سجادی توصیه م یکند که شعرایی که به زبان کُردی سخن می گویند،  در کتاب جداگانه معرفی کند. این گونه است که کتاب گلزار شاعران کردستان تولد می یابد که 250 شاعر کردستانی را در برمی گیرد.  نویسنده آن کتاب یک سینه سخن برای گفتن دارد و می گوید: بعد از این کتاب، شاعران کرد پارسی گوی را منتشر کردم که جلد آن مزین به عکس “ملک الشعرای بهار” است. کسی تاکنون نگفته که او “کرد” بود. از کردهای کاشان اما متولد مشهد. “فتحعلی خان صبا”جد بزرگ بهار می گوید:  ما از طایفه “دنابله”کردهای عراق هستیم. دو کتاب دیگر همان سا لها آماده کردم؛ یکی به نام درست نویسی در فارسی و دیگری نماز خواص. برخی آثار حیرت سجادی نیز برای انتشار با مشکلاتی مواجه شده اند.  نامداران علمی و فرهنگی کردستان  نمونه این آثار است که کتابی قطور است. حیرت سجادی موضوع را بیشتر می شکافد: این کتاب متاسفانه به مدت پنج سال است که در میراث فرهنگی تهران به سر می برد. سال 86 پژوهشکده میراث فرهنگی نام های به من نوش تند که نام 14 دکتر  اعضای شورا در آن نوشته شده بود؛ چاپ و انتشار کتاب را الزامی تشخیص داد ه اند.  متاسفانه هنوز چاپ نشده است. کتاب در واقع، نام داران کردستان در رشته های علمی، فرهنگی و هنری را  معرفی می کند. بعد از اینکه مدیریت میراث فرهنگی  به استا نها و پژوهشکده آن به استان فارس منتقل شد،  الان کار ما در شیراز گیر است. تاکنون سه بار رییس پژوهشکده هم تغییر کرده است. بعد یکی از راه می رسد و مثال می گوید: عکس کم رنگ است. الان رییس دوباره تغییر کرده و می گوید این کتاب قبلابا نرم افزار “زرنگار” تایپ شده که منسوخ است. دوباره با برنامه جدید حرو فچینی شود. تهیه کتاب «تاریخ آموزش و پرورش کردستان هم یکی از  ضروریات تاریخی بود که چون دری گرانبها در سابقه کاری حیرت سجادی م یدرخشد. مرد پژوه شپیشه و معلم مسلک برای ثبت آموزگاری نیاکان نی کاندیش و همکاران همدرد خود، گزارشی از آموزش و پرورش قدیم و جدید را از سال 13 تا1357 به دست می دهد؛ سندی ماندگار و مرجعی جامع برای اهل پژوهش و تحقیق.

 مهم بود که از حیرت سجادی درباره آثار منتشر نشد ه اش بپرسم. می گوید: غیر از کتاب نامداران کردستان، تحقیقی هم راجع به علما و دانشمندان کردستان در حجرههای دینی دارم که به قرون 13 و 14 و همینطور 30 سال اول قرن 15 مربوط می شود. تصاویر این علما را از 120 سال گذشته تاکنون هم تهیه کرد هام. کتاب حدود 500 صفحه است که  در یک جلد آماده انتشار است. کتابی دیگر با عنوان «خلفای راشدین در ادب فارسی » دارم که حدود 300 صفحه است.

ازعطار نیشابوری وحافظ و سعدی گرفته تا دیگر شعرا، آثارشان را با موضوع خلفای راشدین در کتاب آورد هام. کتاب دیگرم که به نظرم بسیار مهم است “گنجینه حکمت در تطبیق امثال و حکم عربی و فارسی” نام دارد. دکتر “مهدی محقق” که شخصیتی بزرگ در ادبیات عرب به شمار م یروند، برای این کتاب مقدمه نوشت هاند. کتاب حدود 700 صفحه است؛ هنوز مجوز چاپ نگرفته است. در این کتاب ضرب المث لهای قرآن و احادیث نبوی را جم عآوری و با مشابه فارسی آن مطابقت داد هام. کار دیگر من پژوهشی است روی شعرای پارسی گوی هند و پاکستان. بیش از 400 نفر مثل اقبال لاهوری که به زبان فارسی شعر گفت هاند، شناسایی و آثارشان را مطرح کرده ام . در ارتباط با این مساله حتی دوستی کتابدار درکتابخانه مرکزی دانشگاه تهران روزی از من پرسید که چرا بیشتر شعرای ایرانی در زمان صفویه به شبه قاره هند و پاکستان رفته اند؟ من برای او کامل توضیح دادم که برایش جالب بود. کتاب دیگری به نام “کلید شناخت زن” دارم که هنوز چاپ نشده است.

پیرمرد 82 ساله سنندجی آثار انتشار یافته دیگر دارد که اینک در دست خوانندگان است. حاصل تقریبا نیم قرن تحقیقات این نویسنده، انتشار کتب و مراجع فولکلور، ادبی و  قرآنی ارزشمندی است که جدایا ز عناوین ذکر شده، باید “تاثیر قرآن بر نظم فارسی” ،” تضمین، ترصیع و تلمیح آیات قرآن دراشعار فارسی” و “پیغمبران قرآن در قلمرو شاعران” را نیز به این فهرست اضافه کرد. او مسیری طولانی و پرکار برای خدمت فرهنگی به جامعه طی و تحمل کرد؛ چه آن هنگام که جوانی پرشور بود و در مکتب پدر و پدران علوم قدیم و جدید تلمذ می کرد و چه آن دم که خود آموزگار پیشه بود و نیز اینک که به همان سبک و سیاق، سابقه کاری را تداوم م یبخشد و می گوید تا جایی که خداوند توانایی و عمر بدهد، این مسیر را دنبال خواهم کرد. اینجاست که پرسش اول را در آخر گف توگو مطرح می کنم و می پرسم: در گوش های خلوت از این شهر و در کنج این خانه قدیمی و کتابخان های شخصی، روزگار را چگونه می گذرانی؟

نفسی تازه کند و می گوید: همسر من که خواهر محی الدین حق شناس  خالق منظومه “شاره که م سنه” هستند، زندگی مرا به امروز رساند هاند و انتشار آثارم هم بدون شک مدیون ایشان است. نسبت به من بسیار از خودگذشتگی و بزرگواری دارند. تمام امور زندگی شخصی ما دست ایشان است از کارهای بیرون گرفته تا پخت و پز منزل. این کار باعث می شود که من به کارهای تحقیقاتی خودم برسم. صبحها هم طبق عادت بعد از نماز صبح برای پیاد هروی بیرون می روم و حدود دو ساعت پیاد هروی می کنم. قبلا کوه م یرفتم. حدود 10سالی است که این برنامه را تعطیل کرده ام. حتی آبیدر و کانی شفا هم نم یروم. حقوق بازنشستگی بخورو نمیری داریم، دیگر خدا بزرگ است. هیچ نویسند ه ای در زمان خودش از کتاب خیر ندیده و به آثارش هم توجه نکرده اند. نویسنده ها بعد از مر گشان بیشتر شناخته می شوند. کتابهای من صد سال دیگر اهمیت پیدا می کنند. خودم مفتخرم که چنین کاری انجام داد هام؛ اما متاسفانه ارزش کار در جامعه امروز شناخته نمی شود. فرزند روحانی نواندیش کردستان و پژوهشگر خوش مشرب و نویسنده نیک اندیش با حوصله تام و تمام به سوالات ما پاسخ گفت تا آن دم که وقت بدرود رسید: “بدرود مرد زرین قلم، روزگارت پایدار به شادمانی”.

درباره ی خبرنگار

مطلب پیشنهادی

با انصاف قضاوت کنیم

ناصرکانیسانانی – مریوان کنگره‌ی مشاهیر کرد روزهای یازدهم و دوازدهم تیرماه جاری در سنندج برگزار …

دیدگاهتان را بنویسید