شنبه , آذر ۹ ۱۳۹۸
خانه / اخبار ویژه / کارکردهای پیدا و پنهان برگزاری کنگری مشاهیر کورد

کارکردهای پیدا و پنهان برگزاری کنگری مشاهیر کورد


✍ کامیل(کامل )عبدالهی‌‌‌*

☆ برگزاری کنگره مشاهیر کورد که در یازدهم و دوازدهم تیر ماه در دانشگاه کردستان انجام شد با توجه به شیوه ی تبلیغات و اطلاع رسانی وسیعش در روزهای نزدیک به شروع آن، نگاه خیلی از دوستداران فرهنگ و هنر کوردی را معطوف به خود ساخت و باعث شد که در مورد نحوه برگزاری آن بحث های زیادی صورت گیرد، بخصوص در میان کاربران شبکه های اجتماعی مختلف که به نوعی منجر به گروه بندی سه گانه ای شد.

گروهی از افراد بوده و هستند که به کلی با انجام هر نوع فعالیت فرهنگی و اجتماعی از جنس کوردی در داخل کشور با شرایط کنونی مخالف بوده و همیشه دلواپس و نگران این نوع از فعالیت ها هستند، آنان بر این باوراند چون خیلی از مطالبات مردم کورد از طرف حکومت مرکزی بی پاسخ مانده است بنابراین برگزاری هر نوع مراسم و مناسباتی که کارگزاران حکومتی در آن دستی داشته باشند برای مردم کورد بیهوده بوده و بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و منافع آن به برگزارکنندگان آن برمی گردد، به مفهومی دیگر کفه ی ضرر ترازو درمقابل نفع آن بیشتر سنگینی می کند و تاکید دارند که همیشه و در همه حال برد با برگزارکننده است نه مردم و مخاطبان آن؛

○ گروهی دیگر براین باوراند انجام چنین فعالیت ها و مراسم هایی در هر فضایی از اوضاع کشور که باشد برای بهبود و گسترش فرهنگ کردی و شناساندن بیشتر نمادهای فرهنگی و هویتی کردها مثمر ثمر خواهد بود و باید از فرصت هایی که برگزاری چنین کنگره هایی ایجاد می کنند نهایت استفاده را برد.

○ گروه سومی نیز هستند که هر دو جنبه قضیه را باهم می بینند و همزمان با انتقادات خوب و سازنده از برگزارکنندگان، نحوه ی برگزاری، انتخاب و یا عدم انتخاب بعضی مشاهیر و کیفیت و محتوای چنین کنگره هایی، در نهایت به دیده مثبت به چنین رویدادهایی می نگرند و امیدوارند با شنیدن انتقادهای سازنده از طرف برگزارکنندگان، این نوع همایش ها در سال های آتی به شیوه ای تخصصی تر و مردمی تر ، یعنی با تأثیرپذیری بیشتر از نظرات و افکار جامعه مدنی و افراد فعال در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، هنری، ورزشی و علمی برگزار شود.


در اینجا با توجه به نگاه سوم به این رویداد به ذکر مطالبی چند پرداخته می شود:
۱- نفس برگزاری چنین کنگره هایی در شرایط واقعی و کنونی جامعه ما با هر هدف و نیتی که برگزار شود به دلیل اینکه خواه ناخواه برای مردم نیز بی بهره نخواهد بود مثبت تلقی می‌شود حتی اگر به گفته مخالفین برگزاری، برگزارکنندگان دولتی آن تصور کنند که به مقاصد و اهداف تبلیغاتی خود رسیده‌اند خیلی از مشتریان، مخاطبان و دعوت شدگان نیز با نگاه به آینده به سهم و نفع خود رسیده‌اند.


۲- اگر بخواهیم دقیق تر شویم به واقع می توان گفت که در برگزاری مردمی ترین سمینارها، جلسات و انجمن‌ها، [ این کنگره هم به آن اضافه شود ] هستند کسانی که در بهترین حالت خدمت مردمی به فکر برآورده کردن منافع شخصی خود از جمله کسب شهرت و محبوبیت و … هستند و البته این مسئله [ به دلیل انسان بودن ] درحد مقبول و متعادلش جای ایرادی نیست.


۳- اگر نیم نگاهی به دهه های قبل بیندازیم متوجە خواهیم شد که اندک فعالیت های مطبوعاتی، فرهنگی و هنری، برگزاری جلسات، انجمن‌ها و سمینارهایی که در دهه های ۶۰ و ۷۰ شمسی در مناطق کردنشین انجام می گرفت خیلی از ادیبان و بزرگان این منطقه یا خود مسئولیت و سردبیری آن را به عهده داشته و یا از شرکت کنندگان در آن جلسات بوده اند، بنابراین به جرئت می توان گفت که محصول و دستاورد فعالیت های مذکور، بعضی از افراد و اشخاصی هستند که در برگزاری این کنگره سهم به سزایی داشتند و در سطح وسیعی مشاهیر کورد را به دیگران نیز شناساندند. اگر آن ها نیز به دلیل سانسور و فشارهای گوناگون وقت، همه چیز حتی فعالیتهای ادبی را تحریم می کردند و هیچ کاری انجام نمی دادند معلوم نبود که آیا اکنون می توانستیم شاهد این نوع از اقدامات فرهنگی در سطحی وسیع و بین المللی با هزینه مادی بالا باشیم؟
۴- تخریب و نادیده گرفتن فعالیت های چند ماهه ی اخیر عوامل اجرایی و دست اندرکار کنگره، و بخصوص مایوس کردن دانشجویان با انگیزه و دلسوز فرهنگ و هویت کردی در برگزاری کنگره ی مشاهیر به دور از اخلاق و انصاف است. و خوانشی ایدئولوژیک گونه از این رویداد می تواند آن ها را نسبت به ابراز عشق و علاقه به نمادها، شخصیت ها و سرمایه های اجتماعی و ملی خود ناامید و دلسرد نماید. وقتی این دانشجویان و شور و شوقشان را می بینم یاد سال های دور دوره دانشجویی همراه با تعدادی دیگر از هم دوره ای های خود می افتم که با انگیزه و رغبت برای اولین بار در ایران و در سطحی وسیعتر در اسفندماه ۱۳۷۲ کنگره ” بزرگداشت یادمان حلبچه ” را با سرپرستی مرحوم دکتر “سۆران سنه یی” مشاور فرهنگی استاندار وقت کردستان در دانشگاه کردستان برگزار کردیم. و اکنون خوشبختانه از همان نسل دانشجویی

— از اساتید دانشگاه کردستان گرفته تا رئیس دانشگاه جناب دکترصادقی [ آموزشی تا اجرایی ] و مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان – مشغول خدمت به جامعه ی فرهنگی و از بانیان و اجراکنندگان کنونی کنگره ی مشاهیر کورد هستند. چنین دانشجویانی نیز این پتانسیل را دارند که در آینده جایگزین نسل کنونی و مبتکر و مجری طرح ها و برنامه های گوناگون فرهنگی و اجتماعی جامعه ی خود باشند.


۵- گردهم آوردن و دعوت از نویسندگان، هنرمندان، روشنفکران، ورزشکاران و شخصیت های علمی از نقاط مختلف جغرافیای کردستان [ بخصوص جنوب کردستان ] و اختصاص عنوان “مشاهیر کورد” به آن ها، نه تنها انگیزه کار و تلاش بیشتری در خدمت به این عنوان به آن ها می دهد بلکه از نظر روانی به نوعی تکلیف هویتی آنان را با خود مشخص نموده و خوشحال از گذر از سردرگمی و بحران هویتی شدند که دچار آن بودند.


۶- ایجاد انگیزه برای انجمن‌ها، جامعه مدنی و فعالین اجتماعی جامعه کوردی در سایر شهرهای کردنشین که آن ها را سوق می دهد تا به صورت محلی و جزیی تر، از مشاهیر و شخصیت ها و روشنفکران خود تجلیل نمایند. این اقدام می تواند با شناسایی و معرفی آنان در محل، زمینه ی شناساندن و تقدیر از آن ها در سطح ملی را نیز فراهم نماید.


۷- با این که نگارنده این سطور بیشتر بر کارکردهای مثبت برگزاری چنین کنگره هایی تاکید دارد اما در کنار این کنگره نقد مخالفان بر بازگشت یکی از خسروان آواز کردی، جناب خالقی را از زاویه‌ای دیگر باید پذیرفت که استاد خالقی با توجه به هوش و استعداد هنری اش به عنوان یک سرمایه فرهنگی – هنری، می بایست از قوه تشخیص و هوش اجتماعی اش نیز استفاده می کرد و دعوت اصرارگونه مسئولین حکومتی را برای بازگشتش به وطن به وقتی دیگر موکول می کرد. تا همان طور که گفته می‌شود مثل اساتیدی چون “ناظری”، “کلهر”، “توحدی”، “قرەداغی” و “کردستانی” مستقل می ماند. چرا که با قبول این دعوت و بازگشت و حضورش در کنگره [حتی اگر درصدی از محبوبیت اش از نگاه مردم کاهش پیدا کرده و یا خدشه دار شده باشد] هم خود بهای آن را پرداخت هم برگزاری کنگره را مورد نقد و مؤاخذه جدی قرار داد. و شاید اگر حضور ایشان و سخنرانی یکی دو نفر از مهمانان نبود تا این اندازه فضای نقد و یا تخریب بر کنگره و برگزارکنندگان و مشاهیر حاضر در کنگره سنگینی نمی کرد و کنگره در فضای عادیتری برگزار می شد.
۸ – از طرف دیگر بهتر است مخالفانِ بازگشت استاد خالقی بپذیرند که ایشان در طول ۴ دهەی اخیر — به استثنای خواندن معدود ترانه هایی که نشان از واکنش وی به وضعیت نابه سامان و غیر انسانی کوردهای عراق و تراژدی شیمیایی کردن مردم حلبچه به عنوان یک شهروند کورد بوده — در مجموع، انسانی سیاسی نبوده و مواضع صریحی در مورد رویدادهای سیاسی، اجتماعی ابراز نکرده است. از این نگاه نمی توان بازگشت وی را خرده گرفت و حتی می توانست پیش تر از اینها بدون مشکل به وطن بازگردد. این نوع نگاه به استاد خالقی برخلاف نظر هوادارانش کوچک شمردن وی نمی باشد بلکه به رسمیت شناختن حق شخصی یک هنرمند است که در برابر رویدادها، مشکلات و گرفتاری های ملتش سکوت پیشه کند یا صدای آن ها و همراه و حامی اشان باشد. این روش شاید اخلاقی نباشد و نقص باشد اما حق داشته باشد که هنرش برای هنر باشد نه زندگی و مردمش؟!!


در نهایت برای هنرمند، مهم یا تحمیلی نیست که وارد جریان های سیاسی و اجتماعی شود و مجبور به اعلام موضع شود، اما مهم است که موضعی ضد منافع مردمش نداشته باشد.
امید است جامعه ی روشنفکری و آگاه کردستان با درایت و تحلیل درست از جریان های این چنینی همه چیز را ” سیاه و سفید ” و ” صفر یا یک ” نبینند و قاطعانه نظر ندهند. و مواظب باشند در این مواقع در چاه (دام) دو قطبی شدن جامعه نیفتند.
بر جامعه روشنفکری است که با وسعت نظر عرصه را برای افرادی باز بگذارند که ارزیابی خود از این رویدادها و مسایل را به سوی “تعدیل” یا دیدن “سیاه و سفید با هم” می برند و یا حاضر نیستند به یکی از گروه ها و قطب ها اعلام وفاداری بی قید و شرط نمایند و نباید از طرف گروه های مزبور زیر فشار اتهام و خیانت و عدم قاطعیت قرار گیرند. عدم حمایت از اندیشه های پیچیده و عمیق عملاً میدان را برای جزم اندیشی و تندروی و افرادی که اصولاً قابلیت درک پیچیدگی مسایل و جریان ها را ندارند خالی می کند و در نتیجه ممکن است کل جامعه با خطر تخریب و رکود و عدم پیشرفت به جلو مواجه شود.

  • کارشناسی ارشد علوم سیاسی

درباره ی خبرنگار

مطلب پیشنهادی

مشاهیر کرد در عصر شهرگی

🔹نویسنده: مختار جعفری / کارشناسی ارشد علوم ارتباطات عصر حاضر را بانام‌های بسیاری همچون عصر …

دیدگاهتان را بنویسید